•
•
•
آمد چو به نیمه ماه پرفیض صیام
شد طلعت مجتبی عیان چون مه تام
با روی حسن خوی حسن جلوه نمود
فرزند ابوالحسن امام بن امام
•
•
•
•
•
•
گویند که گرد مَه، زمین میگردد
دور فلک و عرش برین میگردد
خورشید، جمال مجتبی را دیده است
حیران شده است و این چنین میگردد
میلاد دومین اختر تابتاک آسمان ولایت مبارک
•
•
•
•
•
نصف جذابیت دختر به خنگ بودنشه
بقیشم با یه دسمال مرطوب پاک میشه
•
•
•
•
•
•
ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ
ﻣﺜﻞ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻗﯿﻘﻪ ۹۰ ﺩﺍﺷﺖ به خودش می رسید ﮐﻪ ﺑﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻭﻟﯽ ﻣﺴﯽ گند زد ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﺶ
•
•
•
•
•
شاید دیگر از مد افتاده باشد
شاید دیگر اندازه ام نباشد
اما همچنان عطر خاطره میدهد
پیراهنی که تو روی شانه هایش اشک ریخته ای
•
•
•
•
•
•
اسفند رو به پایان است
وقت کوچ کردن به فروردین است
وقت بخشیدن و صاف کردن دل
پس مرا ببخش اگر با نگاهی یا
با صدای یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام
•
•
•
•
•
•
مانند هیزوم های مصنوعی شومینه می سوزم
و پایان ندارم درد یعنی این
•
•
•
•
•
•
هروقت دیدی جای تاریک هستی
دیوارهاش خونی زمینش می لرزه نترس توی قلب منی
•
•




